آشنایی با تاریخچه فرش:

فرش به معني گستردني و گستردن و قالي به مفهوم فرش گره دار  ميباشد. کهنترين دستبافته های کشف شده در داخل ايران، حاصل حفاریهای منطقة قومس است.

قطعها ی که در قومس يافت شد، به عقیدة بسیاری از مورخان، قديميترين فرش پرزدار ايراني است که دارای پرزهای فرفری شكل ميباشد.

دراين منطقه قطعاتي از يك زيلوی پشمي دارای مربعهای آبي و گلهای ششپر قرمز نیز يافت شده که در موزة متروپولیتن ايالات متحده نگهداری ميشود.

قطعه پرز دار ديگری از حفاری منطقه حسنلو کشف شده که متعلق به هشتصد سال قبل از میلاد مسیح بوده و در موزه دانشگاه پنسیلوانیا نگهداری مي شود.

 شهر قومس در نزديكي دامغان کنوني بوده، در مسیر جاده ابريشم قرار داشته و در دوران اشكانیان شهری آباد بود.

کهنترين فرش بافته شده به شكل امروزی، توسط پروفسور رودنكو 2 در درة پازيريك 3 سیبری کشف شد و به همین نام مشهور است

2( اين فرش تاريخي،به ابعاد بعاد 143 در 211 سانتیمتر وبلندی پرزهای آن حدود 4 میلیمتر است که حدود 36 گره در هر 5 سانتیمترمربع دارد. نوع گرة آن آذری و کاشف

آن معتقد است که بافت آن حدود يك سال و نیم طول کشیده است. اين قالیچه در کف تابوتي بر روی يك نمد پهن شده بود و روی آن جسدی متعلق به قوم سكاها قرار داشت.

اين قالیچه در عین سادگي، بسیار زيبا و روی هم رفته نمايشگر فرشي است که اولین تجربة بافندگان نبوده است. در اين فرش پس از يك  حاشیه دارای دو خط موازی و گلهای تقريباً چهارگوش ، يك رديف سرباز ايراني ديده ميشوند که شكل و کلاه مخصوص آنها به خوبي اصالت و ايراني بودن قالیچه را ثابت ميکند وجانوران بالداری در انتهای حاشیه های آن نقش بسته مانند جانوران بالداری است که در حجاریها و نقوش ابنیه تاريخي ديده ميشود.

اين فرش که يك گوشه آن کاملاً از بین رفته، هماکنون در موزة آرمیتاژ )لنینگراد( نگهداری ميشود. نمونه بافته شده از روی آن در موزة فرش ايران موجود ميباشد.

در ادامه کاوشهای باستانشناسي توسط رودنكو در فاصله 141 کیلومتری غرب دره پازيريك در گورستان باسادار قطعه فرش ديگری کشف شد که به همین نام خوانده

ميشود. بافت فرش باسادار بسیار ظريف و رج شمار آن حدود 711 گره در دسي متر مربع و نوع گره آن فارسي است.

در مورد قدمت اين دوقطعه فرش همه صاحب نظران متفق القول مي باشند. رودنكو قدمت فرش ها را به حدود قرن پنجم پیش از میلاد . )دوره هخامنشي ( نسبت ميدهد

از فرشهای قديمي ديگر، فرش بهارستان است که در کتابهای مختلف به عنوان نمونة عالي فرش ايراني از آن ياد شده است. اين فرش زينت بخش بارگاه خسروپرويز در مداين بود )دوره ساساني(. ابوعلي مسكويه دربارة اين فرش مينويسد: اين فرش زربفت بوده سنگ ها و گوهرهايي در بافت آن به کار برده شده بود و بوستان و کشتزارهای سرسبز و انبوه را به نمايش گذاشته بود و بهايي برای اين فرش بي نظیر در آن دوران نمي شناختند .


از نوشتههای پراکنده مورخان و جهانگردان متوجه ميشويم که در قرون اولیة اسلامي، قالیبافي رواج کامل داشته و اغلب به دست روستايیان و قبايل انجام ميگرفته و هماکنون نیز اصیلترين قاليها به دست روستايیان و قبايل مناطق تبريز و اصفهان و مشهد و بیجار و اراك و ترکمن و . . . بافته ميشوند.

قالي و ايران در کلیة زبانها مترادف بوده و با وجودی که مبدأ اين صنعت تا کنون به طور قطع معلوم نشده، ميتوان گفت بهترين و ظريفترين قاليهای دنیا در ايران بافته شده و

موزههای مهم دنیا، جز اشیای برجسته خود، يك يا دو قالي ازايران به نمايش گذاشته اندکه جزو افتخارات آنها محسوب ميشود.

از دورة سلجوقیان و تیموريان فرشي به يادگار نمانده ، اما در تصوير مینیاتورهای آن زمان انواع فرشها با نقوش هندسي، لچك ترنج و اسلیمي ديده ميشود که بدون شك حاصل دست نقاشان چیرهدستي چون کمالالدين بهزاد و شاگردانش بوده است

درسندی که توسط جعفر تبريزی خوشنويس معروف دورة تیموری نگاشته شده گزارشات متعددی از بافت فرش ذکر شده است.

فرش های اين دوره با نفوذ فرهنگ چیني دارای طرحهای منحني گردان و نقشهای حیوانات و پرندگان و گل پیچك هستند.

دوران طلايي و شكوفايي هنر فرش در قرنهای دهم و يازدهم )دوران صفويه( است فرشهای نفیس باقيمانده از اين زمان در موزههای خصوصي و عمومي جهان نگهداری

ميشود که معرف استادی ايرانیان در نقش و بافت و تلاش طراحان و رنگرزان اين دوره است. در زمان شاه طهماسب فرشهای نفیسي به مسجد سلیمانیه استانبول هديه شد که

ميگويند طرحهايش را خود شاه کشیده بود.

معروفترين فرش باقیمانده از اين دوران، فرش اردبیل است که در موزة ويكتوريا آلبرت لندن نگهداری ميشود. اين قالي دارای ترنجي بزرگ ميباشد که به وسیلة استاد مقصود کاشاني بافته شده و به مقبرة شیخ صفي در شهر اردبیل هديه شده بود  ترنج آن گرد و دارای 16 پر در وسط و يك چهارم از ترنج در کنارهها به صورت لچك

کشیده و دارای اشعار حافظ به مضمون زير ميباشد:

جز آستان توأم در جهان پناهي نیست

سر مرا به جز اين در حواله گاهي نیست

اين فرش به سفارش شاه طهماسب برای هديه به مقبره

جدش )شیخ صفيالدين در اردبیل ( بافته شد.

در دوران شاه عباس اول شكوفايي هنر فرش بیشتر شده و از کار هنرمندان کاشيکار و تذهیبکار و خاتمکار و گچبر نیز در طراحي استفاده نموده و تنوع بیشتری در طرح و نقشة فرش به وجود آمد.

در اين دوره فرشهايي هم به منظور تجارت بافته وبرای فروش به مناطقي مانند هندوستان و اروپا فرستاده شد و به اين ترتیب فرش کمکم نقش خود را در اقتصاد و بازرگاني پیدا نمود و  بسیاری از فرشهای بافته شدة دوران صفويه در کارگاه شاه عباس از طرف دربار هديه ميشد و گاهي هم به سفارش پادشاهان ديگر تهیه ميگرديد. به عنوان مثال، سیگسموند 2، پادشاه لهستان، برای جهیزية دختر خود چندين تخته فرش توسط کارگزار خود کاشان سفارش نمود که در تمامي آن فرش ها، آرم کشور لهستان نیز بافته شد.

هماکنون چهار تخته از فرشهای فوق در موزة رزيدنس سوئیس موجود است و سه تختة آن در موزة فرش ايران نگهداری ميشود که به نام )2- فرشهای پولونز معروفند.

در  زمان سلطنت ناصرالدين شاه )دوران قاجاريه( در ترکیه بازاری برای فروش فرش ايران داير شد و چون همة فرشهای کهنه به سرعت فروش رفت و بازار نیازمند فرش گرديد، بازرگانان تبريزی همت نموده و کارگاههايي در شهر اراك و تبريز و کرمان و مشهد تأسیس کرده و به اين ترتیب تاريخ جديدی در فرشبافي آغاز و صادرات خارجي فرش رونق پیدا کرد و به تدريج فرش در خانههای افراد عادی اروپايي راه پیدا کرد.

منبع: بافت مقدماتی فرش هنگامه طوفانی